نظام الدين شامى

77

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

به دو انعام فرمود و خود مصحوب عزّ و ظفر و فتح و كامرانى به طرف سمرقند بازگرديد تيمور ملك اوغلان در ان ديار پادشاه شده بود با لشكرى گران بجانب پادشاه توقتميش توجّه نمود و بعد از جنگ و محاربهء بسيار توقتميش روى گردانيده از مردم و لشكر خود دور افتاد و بر ان اسپ كه امير داده بود سوار شده بتنهايى به حضرت امير صاحب‌قران متوجّه شد و بيمن نظر دوربين اين صاحب دولت آن اسپ نامدار سبب خلاص او گشت و در كرّت اوّل كه توقتميش از اوروس خان روىگردان شده آمده بود اوروك تيمور با او آمده بود و بعنايت و تربيت امير صاحب‌قران مخصوص شده اوروس خان ايل و ولايت او را بتايغا سيورغال كرده بود و باز چون توقتميش منهزم شد اوروك تيمور در جنگ‌گاه افتاده مانده بود او را گرفته پيش اوروس خان بردند خون او را بخشيد و در ميان ايشان مدّتى بفلاكت مىگذرانيد آخر گريخته پيش امير صاحب‌قران آمد و بعنايت بىگران اختصاص يافت و احوال تيمور ملك و اوضاع او پرسيد و او صاحب وقوف بود عرضه داشت كه شب و روز بشرب خمر و عيش و عشرت مشغول است و تا چاشتگاه در خواب مىباشد و اگر هزار مهمّ نازك حادث شود كس را زهرهء آن نباشد كه او را از خواب بيدار گرداند و بدين‌سبب مردم به دو امّيدى ندارند و مجموع مملكت و ولايت توقتميش را مىطلبند امير صاحب‌قران دانست كه تيمور ملك را سعادت مساعد نيست چه هر پادشاه كه از رعايت شرايط محافظت مملكت غافل ماند و روزگار بلهو و بازى بسر برد و دايما اوقات بشرب و عشرت گذراند قواعد ملك او زود متزلزل گردد و بنيان سلطنتش عمّا قريب روى به خرابى آرد و ازينجاست كه يكى از ملوك را كه مملكتش از دست رفته بود و در مقام نكبت و مذلّت افتاده پرسيدند ما الّذى أذهب ملكك سبب زوال ملك و پادشاهئ تو چه بود در جواب گفت شرب العشيّات و نوم الغداوات سبب زوال ملك من آن بود كه شبهنگام بشرب مشغول گشتى و شب بالضروره بغفلت و عشرت بسر بايستى برد و اوّل روز در خواب غفلت بايستى غنود لاجرم امور مملكت مضطرب شد و كارها از نسق بيفتاد الغرض امير صاحب‌قران باز در سال هفتصد و هشتاد پادشاه توقتميش را بانواع اكرام و انعام مخصوص گردانيده امير تومان تيمور و امير اورنك تيمور و غياث الدين ترخان و بختى خواجه و امير بنكى را با لشكرهاى فراوان با او روان گردانيد تا او را در سغناغ بر تخت نشانند ايشان بر موجب فرموده روان شدند و چون بسغناغ رسيدند به روزى مختار و ساعتى مسعود او را بر سرير سلطنت نشاندند و درين اثنا تيمور ملك در قراتيل